۶۴ مطلب با موضوع «خُزَعبَلآت» ثبت شده است

Orbit!!!

*ترجیحا همراه خوندن این پست 365 گوش بدین((=*

بخوام روراست باشم، قرار نبود امروز پست بذارم.

نمیدونم یه جورایی اصلا حس نوشتن نبود... علاوه بر این که حرف خاصی هم نبود... ینی بعضی وقتا که برمیگردم و بعضی از پستای خودمو میخونم حس میکنم یه جورایی افتادن روی یه روزمرگی ملایم که همینجوری دورانی بالا پایین میرن و هیچی هم تهشون نیست. حس ناچیزی بهم دست میده.

به هرحال امروز میخواستم یه مقدار مشغول خودم باشم چون مامان بابام خونه نبودن، ولی بعدش فک کردم چرا امروز برم تو خودم؟ تو روز به این مهمی؟

امروز روز اوربیته ((=... فقط یه روز توی 365 روز سال به اوربیت ها اختصاص داده شده و برای همین حس کردم باید این لحظات وصف ناپذیر رو ثبت کنم((=...

وقتی که برای اولین بار یکی از آهنگای لونا رو شنیدم هیچوقت یادم نمیره، فک کنین یه پلی لیست خفن از Egoist داشتم که مو به مو تمام آهنگاشو حفظم... بعد همینطور که عین روانیا دارم با Fallen ادای راک استار ها رو در میارم (در حالی که حتی آهنگ راک هم نیست|:) یهو آهنگ بعدی پلی شد، یه چیزی که هیچوقت نشنیده بودمش. و خب داشتن یه آهنگ کره ای برای منی که حالم از کره به هم میخورد واقعا مایه ی ننگ بود. حتی نمیخواستم تا آخر گوش کنم((=...

ولی خب... تا آخر گوش کردم و یادمه خیلی شوکه شدم که این آهنگ از کجا اومده، معلوم شد اشتباهی به جای یه چیز دیگه دانلودش کردم. 

بعدشم که کلی رفتم سرچ کردم و دنبالشون گشتم، فهمیدم تازه دبیو کردن! و از روی عکساشونم که شدیدا جذب اولیویا شدم، خیلی بیبی فیسه(("=... با اون لبای قلوه ایش...

به هرحال... هیچوقت فکر نمیکردم دخترای ماه باعث بشن اینقدر دیدگاهم نسبت به خیلی چیزا عوض شه...

و اگه بخوام صادق باشم، چیزای خیلی زیادی ازشون یاد گرفتم!... این اولین سالیه که روز اوربیت رو میتونم به خودم تبریک بگم، و خوشحالم بابتش!

خوشحالم از این که از اوایل دبیو تو فندوم دخترا بودم... حتی یادمه خیلی خیلی طول کشید تا اسماشونو یاد بگیرم و بتونم از هم تشخیصشون بدم، حتی اون اوایل همش گو وان و جین سول رو قاتی میکردم((=...

بعضی وقتا به این فک میکنم... که اون دخترا حتی نمیدونن من وجود دارم.

احتمالا تصور درستی از ایران ندارن، شایدم فک میکنن ما یه مشت بدبخت عقب افتاده ایم که تو غار زندگی میکنیم، شاید حتی تصورشم نکنن که تو ایران اوربیتی وجود داره... و بعضی وقتا دلگیر میشم به خاطر این مورد...

ولی بعدش به این فکر میوفتم که حتی همین الان ممکنه آدمای زیادی باشن که نوشته های منو میخونن و من حتی ندونم که وجود دارن... چند بار این حرفو شنیدم، که مثلا یه روز یکی میاد میگه من خیلی وقته وبتو دنبال میکنم ولی روم نمیشد به خودت بگم!...

بار ها اینجور حرفارو شنیدم((=...

حتی هلیا میگفت دخترخاله هاش شدیدا درگیر زیر و رو کردن وب من بودن XDDD...

خوشحالم بابتش!...

و خب... اگه امروز روز اوربیته، و من یه اوربیت نگون بختم که حتی نتونستم یه لایت استیک بخرم... میخوام یه جورایی... ممنون باشم از دخترایی که همیشه حالمو خوب کردن... خیلی وقتا بوده که حوصله ی هیچی رو نداشتم... ولی بعد از دیدن فقط چند دیقه Loona the team یا TV Loona کلی سرحال اومدم، حتی با این که خیلی از همون ویدیو ها زیرنویس نداشتن و من حتی نمیفهمیدم چی میگفتن!...

دیدن این که با اون دخترا با تمام سختی هایی که داشتن این همه موفق بودن، اونم تو یه کمپانی خیلی خیلی کوچیک!...

علی رغم تمام هیت هایی که بابت اندامشون گرفتن، مخصوصا هیچو و کیم لیپ، یا هیت هایی که بابت دنسشون گرفتن... یا حتی هیت هایی که از طرف هموفوبیکا بابت حمایتشون از LGBTQ گرفتن، حتی خود یریم یه بار صریحا تو لایو گفت که بایسکشواله((=... حتی تو کشور خودشون اونقدرا معروف نشدن، حجم عظیمی از اوربیت ها آمریکایی ان((=... تو ایرانم که فقط 2 درصد از کیپاپرا اوربیتن|:...

قوی بودنشون رو همیشه تحسین کردم...

قرار بود حتی تو ژاپن فن ساین بذارن ولی به خاطر کرونا لغو شد، یا اون زمانی که لیدرمون بعد از اون همه دنس سخت سلامتیش به خطر افتاد و حتی توی کامبک سو وات نبود((=...

ای کاش فقط میتونستم برم و بهش بگم که هاسول شی! دلم خیلی برات تنگ شده((=...

اون زمان که موزیک ویدیو ی باترفلای تازه اومده بود، خیلی تحت تاثیرش قرار گرفتم[=...

با این که اولین کامبک لونا بود، ولی فقط توی پارت رقصش دخترا رو نشون داد. بقیه قسمت های ام وی آدمایی رو نشون میداد که شاید توجه زیادی بهشون نمیشه. حتی یه دختر محجبه هم بینشون بود((=...

چیزی که هیچوقت از هیچ گروهی ندیدم... 

فک میکنم وقتشه که ای سخنرانی رو تمومش کنم... روز اوربیت مبارک((=

 

 

پی نوشت: اینایی که دومتر ناخون دارن، حالا یا کاشت یا طبیعی، چطوری به امور طبیعی زندگیشون میرسن؟ الان من ناخونام بلند شدن اصلا نمیتونم تایپ کنم با کیبورد|:

پی نوشت: اون سریالمو امروز تموم کردم و حقیقتا تا مرز کوری زار زدم. فردا میام در مورد اون مینالم... احتمالا!

http://s13.picofile.com/file/8402338834/53fa2fc687b2752b37c6ba1a2f477e72.jpg

  • ۱۰
  • نظرات [ ۲۷ ]
    • Maglonya ~♡
    • چهارشنبه ۱۸ تیر ۹۹

    ×مرام نـــامه!×

    خب این یه چالش کوچیک و باحاله که دینز ساما شروعش کرده((=...

    ممنونم از گربه و سحری و آیلی که منم دعوت کردن^^

    داستان از این قراره که باید قوانین وبلاگمو بنویسیم^^

    راستش اون قدیما که تو میهن بودم تقریبا همه یه پست ثابت داشتن که توش چهار پنج تا قانون نوشته بودن که در اکثر مواقع کسی بهشون توجه نمیکرد و نمیخوندشون"-"...

    مثلا فک کنین طرف نوشته هک ممنوع|:... انگار کسی که میخواد اینو هک کنه اول میاد ثابتشو بخونه تا ببینه طرف اجازه صادر کرده یا نه|:

    خودمم از همینا بودما! حتی خیلی وقته که متوجه تباهی پست ثاب وب قبلیم شدم... ولی خب از اونجایی که خیلی قدیمیه و تو نوع خودش جالب و خلاقانه بوده تصمیم گرفتم دیگه حذفش نکنم((=

    راستش با این که گفته قوانین وبلاگتونو بنویسین... من دلم نمیخواد قانونی بنویسم((=

    واقعا دلم نمیخواد برای این وب قانونی بذارم... قانون یه کلمه جدی و خشکه، یه چیزی که همه بدون هیچ تفاوتی مجبورن و باید رعایتش کنن! و این کلمه ی جبرگرایانه اصلا با وبی که فقط و فقط مخصوص جفنگیات یه نوجوون خونه نشینه مطابقت نداره((=...

    برای همون اسمشو نمیذارم قانون، به قول هلیا چنتا نکته ی فسقلی! که خوشحال میشم اگه رعایتش کنین تا کلاهامون تو هم نره((=...

    این نکته هارو هم تو این پست میذارم هم تو صفحات مستقل که میتونین تو قسمت "منو ی وبلاگ" ببینین((=

     

    1. من انتظار ندارم همه کسایی که منو دنبال میکنن نوشته هامو بخونن و از همه کسایی که خوندن انتظار ندارم که برام نظر بذارن^^ ولی خیلی خوشحالم میکنین وقتی برام چیزی مینویسین حتی اگه در حد یه جمله باشه((=

    2. کلا هدف من از ساخت این وب نوشتن احوالات و اتفاقات روزم بوده و ثبت تمامی چیزایی که نمیخوام فراموش بشن! میتونین اسمشو بذارین روزمرگی. و از کسایی که از روزمرگی هاشون برام تعریف میکنن هم به شدت استقبال میکنم((=...

    3. من همیشه سعی میکنم به قشر خاصی توهین نکنم یا حرفایی نزنم که به کسی بر بخوره... ولی اگه یه وقتی احساس کردین نوشته هام مشکلی داره یا دارم در مورد کسی یا چیزی بد حرف میزنم، حتما بهم گوشزد کنین، تا جای ممکن اصلاحش میکنم((=...

    4. کلمات خیلی روی احساسات و تفکر آدما ی اطرافتون تاثیر دارن! پس خواهش میکنم تا حد امکان حرفای منفی که آدمو از روحیه میندازه به هم نزنیم((=...

     

    هیهی^-^... همین بود...^^

    راستش این وبم حدود یه ماهشه... و خودم باورم نمیشه در این یه ماه اندازه چهار صفحه پست گذاشته باشم|:... *پشمام*

    و خب حقیقتا تا اینجا اونقدر فضای بیان صمیمی و خوب بوده که اصلا با کسی به مشکلی نخوردم و بعید میدونم بعد از این بر بخورم!...

    با این که خیلی چالش سختی بود و نمیدونستم که چی بنویسم واقعا... ولی به نظرم لازم بود، خوبه که آدم بدونه چه انتظاری از طرف مقابلش داره((=

    قراره که پنج نفر رو دعوت کنم به این چالش...

    پس دعوت میکنم از: آیامهآگاتا - مبینا - گلی ساما و ملیکا ((=...

    احتمالا چون یه مقدار دیر اقدام نمودم الان دیگه خیلیاتون این چالشو انجام دادین و به خاطر همین دیگه دعتتون نکردم:-:...

    ولی کلا به نظرم هرکی این پستو میخونه خیلی خوب میشه اگه شرکت کنه((=

     

    پی نوشت: چرا آیو اینقدر خوبه؟ اصلا داریم زندگیمند تر از آهنگ Eight؟؟؟

    پی نوشت: قصد دارم توی یه چالش پنج روزه ی نقاشی که تو اینستا دیدم شرکت کنم... موافقید تو این پنج روز نقاشیامو اینجا هم بذارم؟[=

     

    http://s12.picofile.com/file/8400844292/4ead18ff4f751e32783e88535b2acf50.jpg

  • ۱۰
  • نظرات [ ۱۳ ]
    • Maglonya ~♡
    • سه شنبه ۳ تیر ۹۹

    Loona light stick

    خیلی خوب...

    این واقعا یهویی بود T----T

    چرا اینا مراعات قلب ضعیف منِ اوربیت رو نمیکنن؟T----T

    نمیگن سکته میکنم از ذوق؟ T----T

    نتیمنبتمنسمنسخنینییسسیییی دو روز بعد قراره لایت استیک رسمی لونا بیاد ToT... 

    خیلی خوشحالم ایش T*T...

    *اشک شوق*

     

    پی نوشت: ای کاش واقعا میتونستم بخرمش...

    پی نوشت: اگه بخوام یه کلیه مو بفروشم به نظرتون پولم میرسه؟....

    *برگرفته از کتاب تفکرات یک اوربیتِ نگون بختِِ لایت استیک ندیده*

    http://s12.picofile.com/file/8400296876/636d2b62c9fc9d32cd2291b1e0bc26ca.jpg

  • ۱۱
  • نظرات [ ۷ ]
    • Maglonya ~♡
    • چهارشنبه ۲۸ خرداد ۹۹

    اگه یه آدم یا یه مزه بود...؟!

    قبل از این که به چالش بپردازم اشاره کنم که کل مثلثات رو تموم کردم و از این بابت واقعا خرسندمD'=...

    خب این یه چالش کوچولوئه!

    به این صورت که 2 الی 6 تا آهنگ انتخاب میکنم و میگم که اگه آدم یا مزه بود چجور چیزی میشد((=

    ممنون از سحری که این چالشو شروع نمود و ممنون از ناستاکا و آیلی که منم دعوت کردن*-*...

    خب ببینم چی تو چنته دارم D'=

     

    1. Eiyuu ummei no uta - Egoist 

    اگه یه آدم بود، قطعا یه دختر بداخلاق و شورشی بود، دوستای زیادی نداشت و همیشه لباس های سیاه و تیره میپوشید، رنگ موردعلاقش قرمز بود و موهاش قهوه ای بودن. کنار لبش یه زخم خیلی بزرگ داشت و قبل از این که خونَش زیر بمباران له بشه عاشق گل های سفید بود((=

    و اگه یه مزه بود، یه مزه ی سرد و تند بود، مثل آبنبات نعنایی((=

     

    2. Planets - Egoist

    اگه یه آدم بود، یه دختر نوجوون حدودا شونزده ساله ی اسکیزوفرنیک بود و عاشق بارون، رنگ مورد علاقش آبی بود و همیشه یه پیراهن سیاه و کوتاه گلدوزی شده میپوشید، خیلی احساساتی بود و خیلی گریه میکرد و عاشق پیانو بود و یه نوازنده ی قوی بود((=

    و اگه یه مزه بود، یه مزه ی نرم و شیرین داشت، مثل شکلات سفید((=

     

    3. (One & Only - GoWon(Loona

    اگه یه آدم بود، شاهزاده ی یه حکومت فراموش شده بود که روز تاجگذاریش نزدیکه، موهای بلند و صافی داشت و همیشه پیراهن های مجلل میپوشید، عاشق رنگ سفید بود و عاشق عطر و سیب و شمع و پروانه بود و همیشه برای دوستاش نامه مینوشت((=

    و اگه یه مزه بود، یه مزه ی تند و کلاسیک داشت، مثل قهوه((=

     

    4. Oh my God - (G)-Idle 

    اگه یه آدم بود، یه دختر شجاع بود که استایل گرانج داشت و از زنجیر تو لباساش زیاد استفاده میکرد، عاشق نوشابه و غذا های تند بود، موهای کوتاه و صاف داشت که خاکستری رنگشون کرده بود و دور از خانوادش توی یه کشور دیگه به تنهایی زندگی میکرد((=

    و اگه یه مزه بود، یه مزه ی تقریبا شور داشت، مثل غذا های دریایی((=

     

    5. (Echo - Gumi(Vocaloid

    اگه یه آدم بود، یه دختر نوجوون بود که یه خواهر دوقلو داره. عاشق رنگ سبز بود، موهاش حالت دار و کوتاه بودن، از آینه و تلوزیون بدش میومد و عاشق گیتار برقی بود((=

    و اگه یه مزه بود، مزه ی نوشیدنی موگو موگو با طعم سیب میداد((=

     

    6. Love story - Indila 

    اگه یه آدم بود، یه دختر جوون با موهای حالت دار بلند بود که چشمای خاکستری داشت. یه آدم مجرد بود که شغل موفقی داشت و عاشق فیلم های عاشقانه بود و از باله خیلی لذت میبرد و اکثرا لباس های طوسی و به روز میپوشید((=

    و اگه یه مزه بود، یه مزه ی خاص و دوست داشتنی داشت، مزه ی شیرینی ماکارون((=

     

    اینم از این^-^

    هر کسی که دوس داشت تو این چالش شرکت کنه دعوته XD

     

    پی نوشت: آیا میدونستین امروز تولد جین سول اونی بود؟ *---* 

    http://s12.picofile.com/file/8399884668/7d3edb98f20b526c09345519add12cee.jpg

  • ۹
  • نظرات [ ۵ ]
    • Maglonya ~♡
    • جمعه ۲۳ خرداد ۹۹
    زندگی مثل یه نمایشه که از قبل هیچوقت براش تمرین نکردی، پس آواز بخون، اشک بریز، برقص و بخند و با تمام وجودت زندگی کن قبل از این که نمایش بدون هیچ تشویقی تموم بشه [= ...

    -چارلی چاپلین

    *:・゚

    ~ما هیچوقت فراموش نمی شیم^^*

    *:・゚✧

    𝖂𝖊 𝖜𝖎𝖑𝖑 𝖗𝖎𝖘𝖊 𝖆𝖓𝖉 𝖘𝖍𝖎𝖓𝖊,
    𝕽𝕰𝕯 𝖆𝖘 𝖙𝖍𝖊 𝖉𝖆𝖜𝖓.

    :☆*・'

    *'I LOVE YOU 3000'*

    :*:・゚

    ~名前のない怪物~
    *Namae no nai kaibutsu*

    *:・゚✧

    ☾ STAN LOOΠΔ ☽

    ♫•*¨

    ,Dear me
    I know you're tired. but you can handle this. The future me is waiting, Don't make her disappointed.
    .With love, me
    3>
    نویسنده:
    پیوندها: