~ Cotton cloud ~

~*We won't be erased*~

#127

این داستان: آوا و استاد نجم‌الدین نما.

 

*سر کلاس اپیدمیولوژی*

 

استاد: بیماری فلان از راه دهان و تنفس و چیزای دیگه می‌تونه منتقل بشه و...

قند و نبات کلاس: استاد اینایی که گفتین هفت‌تا نشدن که._.

استاد: آره، چون من سوراخ‌های بدن رو نمی‌شمرم:))))

 

استاد: فلان بیماری برای اولین بار در پرندگان وحشی دیده شد. بعدش به پرندگان اهلی منتقل شد و از اون‌ها هم به انسان...

قند و نبات مذکور: استاد ببخشید چجوری از پرنده‌ی وحشی به اهلی منتقل شد؟

استاد: نه اون نیست. خیلی ذهنت کثیفه:))) اونقدر پیر نشدم که نفهمم داری به چی فکر می‌کنی.

 

استاد: *داره در مورد یه نوع خاص از آنفولانزا حرف می‌زنه*

همچنان استاد: راستی جان اسنو رو می‌شناسید تو گِیم آف ترونز؟

ما:

استاد: بهترین سریال تاریخه:))))

 

 

پی‌نوشت: واقعا دنیای کثیفی شده:))) *قلب شکسته*

پی‌نوشت: جدی اصلا از اینجور شوخی‌ها خوشم نمی‌اد. دوستان اشاره دارن که من فقط بی‌جنبه‌ام. ولی بیشتر به نظرم هر سخن جایی و هر نکته مکانی داره.

 

  • میو [ ۲۶ ]
زندگی مثل یه نمایشه که از قبل هیچوقت براش تمرین نکردی، پس آواز بخون، اشک بریز، برقص و بخند و با تمام وجودت زندگی کن قبل از این که نمایش بدون هیچ تشویقی تموم بشه [= ...

-چارلی چاپلین

*:・゚

~ما هیچوقت فراموش نمی شیم^^*
نویسندگان
Designed By Erfan Edited By Naghl Powered By Bayan