~ Cotton cloud ~

~*We won't be erased*~

#103

روح صورت زخمی فقط شب‌هاست که دیده می‌شه. توی جاده‌های خاکی پرسه می‌زنه و در ازای بخشیدن جونشون، ازشون خوراکی می‌گیره؛ چون اون هیچوقت نمی‌تونه توی روشنایی روز بیرون بیاد، برای همینه که هیچکس تاحالا چهره‌ی زخمیشو واضح ندیده. هیچوقت.

 

هالووینتون مبارک سلاطین^-^...

(می‌دونم حالا یه عده پیش خودشون می‌گن هالووین چه ربطی به تو و خانواده محترمت داره:| ایح. بی‌ذوقای نچسب)

سال قبل داداش بخت برگشتم کلی برنامه داشت؛ ولی چون من کنکور داشتم دیگه کار خاصی نکردیم و امسال یه جورایی می‌خواستم از خجالت سال قبل دربیام... (در واقع دلیلش اینه که علی رغم تمام تغییراتی که توی پنج شیش سال اخیر درونم رخ داده علاقه مندی به چنین مناسبت‌هایی هنوز به قوت خودشون باقی ان و باعث می‌شن فکر کنم هنوز همون گاگول 13، 14 ساله ای هستم که بودمTT)

 

ولی من می‌دونم همه‌ی اینا دروغه. روح صورت زخمی نه روحه و نه یه هیولا. اون یه آدمه مثل همگی ما. یه روز توی یه تصادف؛ از اسبش پرت شد پایین و پوست یه طرف صورتش روی زمین کشیده شد و استخون‌هاش شکستن. از اون روز به بعد دیگه هیچکس تحمل قیافه‌ی کریح و ساختار وحشتناک صورتشو نداشت. پس توی تاریکی‌ها مخفی شد و فقط شب‌ها بیرون اومد. البته که باید سیر می‌شد. شاید حق داشت به خاطر تمام غم و تنهایی‌ای که مردم روستا بابت صورت ناحنجارش بهش داده بودن؛ یه مقدار با روح و روانشون بازی کنه و از صدای جیغ و شکلات‌های سکه‌ایشون لذت ببره.

 

ببینید... قرار نبود اینطوری بشهD": ...

اول، قرار بود به چنتا عنکبوت نقاشی شده روی صورتم بسنده کنم؛ که دیقه نودی یه چیزی به ذهنم رسید و بیرون نرفت و دیگه مجبور شدم عملی کنمش"-"

دوم، اون زهرمار قرار بود کله‌ی بز باشه نه کلاغ |:

سوم، اون ماسک کوفتی قرار بود یه جمجمه باشه، ینی استخونی باشه... نه اینجوری"-"...

خلاصه هیچی اونجوری که فکرشو می‌کردم پیش نرفت^^ 

 

+انیمه‌ی Guilty Crown رو دیدین؟ می‌دونم بیشتریاتون ندیدینTT (خاک تو سر بی‌لیاقتتون اصن) دقایق اول قسمت اول رو اگه مورد توجه قرار بدید متوجه یه یاروی کله بزی توی موزیک ویدیوی اینوری می‌شیدTT (که البته پشت اون ماسک استخونی کراش‌ترین شخصیت کل انیمه پنهان شده ولی خبTT) و نخندید، ماسک منم قرار بود یه چنین چیزی از آب در بیاد D": ...

(ببینم شما هم فکر کردید بعد سال‌ها دوباره کرمم فعال شد و رفتم برای بار میلیونم گلتی کرون دیدم؟ خب سخت در اشتباه نیستید D":)

که خب اصلا شبیه نشد._. ...

همین دیگه._. ...

شبتون خوشTT...

 

پی‌نوشت: این ژاکت اسکلتیه به صورت نمادین در تمام هالووین‌هایی که من توش حضور داشته باشم حضور داره^^

پی‌نوشت: چقدر عجیبه؛ جدیدا بیشتر از قبل از خودم عکس می‌ذارم"-"

 

 

🎼 کالیستا
۱۰ آبان ۰۰ , ۰۷:۳۹

چه هالووینیییی دلم خواست که به طور رسمی ایران هالووین داشتیم میرفتیم شکلات میگرفتیم. :دی

من کلا نمیفهمم چجوری میشه واسه لباس هالووین  بین اون همه انتخاب تصمیم گرفت. :"

ماسک کلاغم خوبه. XD

پاسخ :

منم دلم می‌خواست راه بیوفتم تو خیابونا شکلات بگیرمT-T... ایحT-T...
در واقع گزینه‌هایی که می‌تونی وافعا اجرا کنی زیاد نیستن XD
همین ماسکم از آت آشغالایی که این ور اون ور خونه پیدا می‌شدن ساخته شده"-"
نام نام D:
🎼 کالیستا
۱۰ آبان ۰۰ , ۰۷:۳۹

عه فرستم که. XD

پاسخ :

بعله D:
(: NarXeS
۱۰ آبان ۰۰ , ۰۸:۱۳

ما چهارشنبه سوری‌ها از اینکارا میکنیم :">>

ولی خوب اونم فقط چادر میندازیم سرمون تو همین کوچه خودمون میریم قاشقزنی *^*

اااااخر شب هم آتیش و پریدن از روش...

دلم چهارشنبه سوری خواست :"((

پاسخ :

چه... خفننننن!!! دلم خواست D"""": ...
چهارشنبه سوری...(__:
𝐀𝐲𝐬𝐚 ...
۱۰ آبان ۰۰ , ۰۸:۲۱

واییی چه قشنگه کلاهتD:

منم دلم خواستTT

پاسخ :

مرسییی D": ...
(• 𝑨!𝒂•)~
۱۰ آبان ۰۰ , ۰۸:۴۹

دقیقا امروز داشتم فک می کردم داستان هالووین چیه که جشن می گیرنش؟

داستانش واقعا همینه؟

 

فقط اون سخت در اشتباه نیستید...

توعم اصلا مدیون نیستی اگه فک کنی من بهت خندیدم D":

الان این ماسکه نتیجه ی سفارش اشتباه اینترنتیه یا تصمیم خودت؟

پاسخ :

نه بابا اینو از خودم درآوردم"-"
ولی تاجایی که شنیدم قدیما یه جشن مذهبی برای ارواح و اینا بوده که بعد ها این مفهومش از بین رفته و الان بیشتر جنبه روانشناختی گرفته برای بچه‌ها که مثلا بگه هیولا ها واقعا وجود ندارن یا این که آدما هم می‌تونن هیولا باشن..."^"...


بخند بخند XD
سفارش؟ خودم درستش کردم بابا"-"
نیکو چان
۱۰ آبان ۰۰ , ۰۹:۳۲

جییییغ چه باحال شدههه D=

پاسخ :

ِD":
(• 𝑨!𝒂•)~
۱۰ آبان ۰۰ , ۱۱:۳۹

عه، چ قشنگه داستانت پس :)

عاو...جالبه

 

DDD::

عه! پس خیلی خوب درستش کردی بابا!

الان که دقت میکنم (با توجه ب عکست) هالووین و شب یلدا رو با هم گرفتین اگه گفتی چَرا XD

پاسخ :

D": ...
یه روزی نوشتنشو تموم می‌کنم/"-"


آرههه D":
مرسیییD":
وای-... XDDDDD
اون کار مامانمه که عاشق اناره XD
(• 𝑨!𝒂•)~
۱۰ آبان ۰۰ , ۱۱:۴۶

پرفکت!

 

جر XD باهوش شدی آوا!

دیگه مامانت حوصله شب یلدا عم نداشته احتمالا، اینارم گذاشته کنارت گفته "بیا، شب یلدارم گرفتی، دیگه نبینم دوستاتو برا شب یلدا دعوت کنی" XD

پاسخ :

ِD:


نه من همیشه باهوش بودم(B 
ولی مامانم عاشق شب یلداست XD
بعد ما هم نگیریم فامیلا قطعا می‌گیرن پس... آره XDDD
(• 𝑨!𝒂•)~
۱۰ آبان ۰۰ , ۱۱:۵۳

جووون (B

عزیزم XD

ب هر حال که مامانت با یه تیر دو نشون زده، انکارش نکن

پاسخ :

چشم، رو چش و چالم XD
•𝑺𝒂𝒉𝒂𝒓 𝑺𝑹
۱۰ آبان ۰۰ , ۱۲:۰۳

به بههه چه کاستون خوشگلییی D:

+ من که هالووین هیچ غلطی نکردم چه برسه به نقاشی کشیدم. یه نقاشی هالووین کشیدم ولی نصفه موند. "-" گشادیم نمیذاره کاری کنم.

 

پاسخ :

خوشگل می‌بینییی D:
+ای بابا"-" درست می‌شه"-"
Nobody -
۱۰ آبان ۰۰ , ۲۰:۴۶

چه زیبا شدیی شمااا T~~~T

پاسخ :

خودت زیباییT-T
اه T-T
~𝒎𝒊𝒕𝒔𝒖𝒓𝒊 ‌‌
۱۰ آبان ۰۰ , ۲۱:۲۱

واااو چه (کلمش یادم نیست) ای دیدین برای هالوین!

پ.ن:یادم نمیاد کلمش چی بود ولی مترادف جمله میشه:چه بساطی درست کردین!(هنوزم یادم نیست کلمه هه رووو)

*کشیدن موی سر از عصبانیت*

من که فقط به یه گریم اسکلت بسنده کردم که بعد از نیم ساعت پاکش کردم:"|....

+موهاشووو:")

++بیشترم عکس بذار از خودت اصلا!*-*

پاسخ :

حالا که توجه می‌کنم می‌بینم منم کلمه ـشو یادم نیست"-"...
*نههه موهاتو نکش>_<*

چرا بعد نیم ساعت"-"
یه کم می‌‎موندی اونجوری بیشتر عکس اینا می‌گرفتی خب"-"...
+<":
+عه D:
~𝒎𝒊𝒕𝒔𝒖𝒓𝒊 ‌‌
۱۱ آبان ۰۰ , ۱۶:۴۴

کلمشووو یادم اومد*-*

تدارک XD

پاسخ :

هورااااااا/*-*/
Minami Ellie
۱۳ آبان ۰۰ , ۱۹:۵۹

چه باحالهههه D: مائو چان از اول خوش سلیقه بودی.

پاسخ :

اووT-T
مرسییی 3>

POTATO
۲۳ آذر ۰۰ , ۱۷:۳۷

هنوزم همون دختری هستی که نسبت بهش کمبود دارم و دوست دارم شبیهش باشم و عاشقانه دوستش دارم.. :>

پاسخ :

اینجوری که می‌گی شرمنده می‌شم(""":
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
زندگی مثل یه نمایشه که از قبل هیچوقت براش تمرین نکردی، پس آواز بخون، اشک بریز، برقص و بخند و با تمام وجودت زندگی کن قبل از این که نمایش بدون هیچ تشویقی تموم بشه [= ...

-چارلی چاپلین

*:・゚

~ما هیچوقت فراموش نمی شیم^^*
نویسندگان
Designed By Erfan Edited By Naghl Powered By Bayan