~ Cotton cloud ~

~*We won't be erased*~

#59

یه بار یه پاراگراف خوندم از یه کتاب، فک کنم اسمش کمدی های کیهانی بود. توش نوشته بود که شخصیت اصلی داشته یه کار بد میکرده و مطمئن بوده که کسی نمیبینتش. هفت سال بعد یه سیگنال دریافت میکنه از یه جای دور، شاید یه کهکشان دیگه. سیگنال میگفت:"من دیدمت!" و طبق محاسبات، اون سیگنال هفت سال قبل فرستاده شده.

 

به همسایه هامون شک دارم، اگه همیشه نگاهم کنن چی؟...

همه گاهی کارایی میکنن که نمیخوان کسی بدونه...

 

Baby Blue
۱۹ دی ۹۹ , ۱۸:۱۰

اون شب که خونه شما بودیم...

اون کنسرتامون...

رقصیدنامون...

فاک نشون دادنامون...

وای نه...

پاسخ :

وای نه...
Lee. NarXeS(:
۱۹ دی ۹۹ , ۱۸:۲۲

ترسناکه +--+

پاسخ :

و مرموز... ۰-۰
Moon Shadow 🌙
۱۹ دی ۹۹ , ۱۸:۳۹

وای._.

پاسخ :

"-"...
mochi ^-^
۱۹ دی ۹۹ , ۱۸:۵۳

خوبه ما همسایمون هیچ جوره نمیتونه ببینتمونD:
از فکر این که بتونه ببینتم موهام سیخ میشن ولی نه پنجرمون به طرفشونه و همچنین همیشه پرده اتاقم کشیدستD:(کلا نمیدونم چرا خوشم نمیاد پردمو بکشم کنار تا نور بیاد تو اتاقم-__-)

پاسخ :

من برعکس ._.
نمیتونم پرده هارو بکشم اتاقم همیشه باید غرق در نور باشه ._. واسه همونه از همسایه ها میترسم..."-"
هلن پراسپرو
۱۹ دی ۹۹ , ۱۸:۵۸

(به خود لرزیدن و پاک کردن تاریخچه جست‌و‌جویش)

پاسخ :

البته انشاالله که ذره بین یا دوربین ندارن...
Sŧεℓℓą =]
۱۹ دی ۹۹ , ۱۹:۰۱

بیا بیخیال شیم ... :/

 

همیشه برام سوال بود اون پسوند ها تو آدرس پست هات چین ؟ D:

پاسخ :

باشه "-"...

چرت و پرت xD
☁️𝐴𝑖𝑙𝑖𝑛 🌱𝑆𝑒𝑛𝑝𝑎𝑖
۱۹ دی ۹۹ , ۱۹:۴۹

زیرلب:اکسپکتوپاترونوم!

 

*سپر مدافعش به سمت همسایه ها می رود*

پاسخ :

وینگاردین لوی آوسا.... (تنها وردی که در حال حاضر یادم میاد....)
☁️𝐴𝑖𝑙𝑖𝑛 🌱𝑆𝑒𝑛𝑝𝑎𝑖
۱۹ دی ۹۹ , ۲۰:۳۱

همسایه های مائو معلق می شوند*

پاسخ :

و شاید دیگه اینطوری نتونن نگاهم کنن...
آرتـــمیس -
۱۹ دی ۹۹ , ۲۰:۴۴

البته بیا به این فکر کنیم که مثلا ما هم مثلا اونا رو می بینیم!D: یعنی خب ما همسایه ایم..اما نه نمیشه..وای....(بر خود لرزیدن) 

پاسخ :

خب به هرحال چیزی رو میبینن که من نمیخوام ببینم این چیزی رو حل نمیکنه XD
(لرز لرز)
𝒀𝒖𝒎𝒊𝒌𝒐 ツ ! ×
۱۹ دی ۹۹ , ۲۳:۱۷

وای فاک..

نمیخوام بهش فک کنم..

هنوز کلی آرزو دارم..

ولی بدتر از همسایه اینه ک ننه بابات ببینن..

پاسخ :

این واقعا... واقعا... افتضاحه
💚DORIS ‌💚
۱۹ دی ۹۹ , ۲۳:۴۲

وای نه....

نمیخوام بهش فک کنم... -_-

آه قلبم :/

پاسخ :

*رگ به رگ شدن شریان ها*
Violet J Aron ❀
۲۰ دی ۹۹ , ۰۹:۵۴

بالاخره اگه فضایی ها کارهامون رو نبینن خدا که میبینه:))

 

@هلن

من همیشه بعد از سرچ کردن چیزای خاک برسری تاریخچه ی مرورگرم رو  پاک میکنم:)) اما خب خدا میفهمه چه گندی زدم D:

پاسخ :

خدا خودیه D:


ولی... من پاک نمیکنم... نه... نـــهههه
نیکو چان
۲۰ دی ۹۹ , ۱۰:۱۰

نه خدا رو شکر من تو مجتمع زندگی میکنم و همسایه راهی برای دیدنم نداره جز پنجره که اونم همیشه بستس و پرده ها کشیده ._.

ولی بازم بدنم مور مور شد =|

پاسخ :

خیلی حس بدیه که همیشه یکی زل بزنه بهت و نگاهت کنه ._.

پ.ن: یاد نوراگامی افتادم. اون آیاکاشی ها که شکل چشم بودن ._.
•𝑺𝒂𝒉𝒂𝒓 𝑺𝑹
۲۰ دی ۹۹ , ۲۱:۰۰

یا خود خدا... "-" خودم ریختم برگام‌موند

پاسخ :

خزون کردید اینجارو "-"
عشق کتاب
۲۲ دی ۹۹ , ۰۰:۰۲

*لرزش*

وای نه، اونوقت که مثل دیوونه ها... یا اون موقع که... *پریدن روی لپ تاپ*

و یه چیز دیگه واقعا لرزیدم وقتی دیدم کیدو اولین کامنت اونو نوشته، کل کامنتش یه طرف، اون وای نه... یه طرف.

+حالا یادم افتاد، اگه همسایه های دوستم منو دیده باشن چی؟ اون دابسمشامون، اون سروضع داغون، اون اداهای به نظر خودمون خنده دار، واقعا وای نه.

پاسخ :

نگو... منم با دوستام کلی جلوی پنجره دیوونه بازی درآوردیم با مقدار زیادی نشون دادن انگشت وسط رو به بیرون "-"...

Honey Bunch
۲۴ دی ۹۹ , ۱۱:۵۳

اسم کتاب ، رفت تو لیستی که باید بخونم . 

مائوچان حالت خوبه ؟ اگه چیزی هست که میتونی بهم بگی ، تو خصوصی بهم بگو *-*

love 

Honey 💙

پاسخ :

آرهههه حتما باید بخونیش(":
خوب... نمیدونم راستش، شاید؟ً...
ای بابا("""""":
اینقدر خوب نباش....

(میگم راستی من چجوری باید صدات کنم؟ همون هانی بانچ؟ یه جورایی حس میکنم طولانیه... میشه یه لقب بهت بدم؟D:)
Honey Bunch
۲۶ دی ۹۹ , ۰۸:۲۰

هرجوری دوست داری صدام کن *-* البته بیشتر بهم میگن هانی 

پاسخ :

پس منم میگم هانی*-*
mitsuri eru
۰۹ مرداد ۰۰ , ۲۳:۰۶

در افق محو میشود...

*وقتی داشتم با چیکن نودل سوپ رقصِ مامان بزرگی اختراع میکردم...کی منو دیدههه*

پاسخ :

رقص مامان‌بزرگی XDDD
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
زندگی مثل یه نمایشه که از قبل هیچوقت براش تمرین نکردی، پس آواز بخون، اشک بریز، برقص و بخند و با تمام وجودت زندگی کن قبل از این که نمایش بدون هیچ تشویقی تموم بشه [= ...

-چارلی چاپلین

*:・゚

~ما هیچوقت فراموش نمی شیم^^*
نویسندگان
Designed By Erfan Edited By Naghl Powered By Bayan